شمس الدين حافظ
79
سفينه حافظ ( فارسى )
گر مطرب حريفان اين پارسى بخواند * در رقص و حالت آرد پيران پارسا را « 1 » آن تلخوش كه صوفى امالخبائثش خواند « 2 » * اشهى لنا و احلى من قبلة العذارا « 3 » هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را تركان پارسىگو بخشندگان عمرند * ساقى بشارتى ده رندان با صفا را حافظ به خود نپوشيد اين خرقه مىآلود * اى شيخ پاكدامن معذور دار ما را [ 6 بملازمان سلطان كه رساند اين دعا را ] 4 * [ 1 ] شماره مسلسل 4 بملازمان سلطان كه رساند اين دعا را * كه بشكر پادشاهى ز نظر مران گدا را چه قيامتست جانا كه بعاشقان نمودى * دل و جان فداى رويت بنما عذار ما را « 4 »
--> ( 1 ) در بعضى نسخ رندان با صفا را ذكر شده است ( 2 ) مادر پليديها ( 3 ) براى ما گواراتر و شيرينتر باشد از بوسه دوشيزگان ( 4 ) اين مصرع در قدسى چنين است : رخ همچو ماه تابان قد سرو دلربا را . [ 1 ] پاورقى غزل 4 - احتمالا اين غزل را حافظ در اواخر 767 موقع ورود مجدد شاه شجاع بشيراز و شكست شاه محمود سروده است .